معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - موزه و گردشگري - محمدعلی پور رسول
موزه و گردشگري
محمدعلی پور رسول
کارشناس ارشد مديريت بازاريابي جهانگردي
انگيزهي بشر از جمعآوري آثار بيبديل در طول تاريخ، گوناگون بوده است؛ اما امروزه تمامي اين انگيزهها در قالب مکاني به نام موزه خلاصه شدهاند. ريشهي کلمهي موزه از آرزو و خواستهاي انسانهاي اوليه براي حفاظت از هويت فرهنگي، بهرهبرداري اجتماعي، سياسي و اقتصادي و پيجويي علم آمده است. کلمهي Museum اولينبار در انگليس قرن هفدهم ميلادي از واژهي يوناني Mouseion آمده که به معناي جايگاه خدايان يوناني (فرزندان زئوس يا ژوپيتر) است که شعر، موسيقي، تاريخ و ساير زمينههاي هنر و ادبيات را نگهباني و تشويق ميکردهاند.
در نهايت، موزهها مؤسساتي براي جمعآوري، حفاظت، نمايش و توصيف پديدههاي طبيعي و فرهنگي هستند. موزهها بر بخشهايي از دانش با بُعد فرهنگي همچون هنر، تاريخ، مذهب، جغرافيا و تاريخ طبيعي متمرکز هستند. اين مؤسسات با وجوه طبيعي، فرهنگي و قومي داراي همپوشاني و اشتراک هستند. آنچه در ادامه بدان ميپردازيم، نگاهي است به برخي از مهمترين جنبههاي موزه و موزهداري و نقشي که اين پديده در صنعت گردشگري ايفا ميکند.
تعاريف و طبقهبندي موزه:
جامعترين تعريف موزه در سال ٢٠٠٧ توسط شوراي بينالمللي موزهها ارائه شد: «يک موزه، مؤسسهاي غيرانتفاعي و دايمي، در خدمت جامعه و توسعهي آن و گشوده به روي عموم است که به اکتساب، حفاظت، تحقيقات، ارتباطات و نمايش ميراث ملموس و ناملموس بشريت و محيط پيرامونش با هدف آموزش، مطالعه و کسب لذت ميپردازد.» درواقع موزهها، مکانهايي جهت نگهداري آثار گذشتگان، نمايش و انتقال آن به آيندگان، با هدف ارزيابي و قياس ميان پديدارهاي تاريخي، فني، صنعتي و هنري گذشته و حال، ايجاد و تقويت تفاهم ميان ملل و اقوام، شناخت و بهبود ميزان دانش دانشجويان، پژوهشگران و جلوگيري از انهدام فرهنگ بومي و ايجاد سدي در برابر فرهنگهاي نامأنوس هستند.
موزهها را ميتوان از زواياي مختلف؛ براساس مجموعهها و يا کاربرد و محتوا (موزههاي عمومي، باستانشناسي، هنري و نمايشي، تاريخي، قومي، علم و فن، زمينشناسي، صنعتي، جنگ، اکوموزه، مردم شناسي، تاريخ طبيعي و...)، نحوهي اداره (موزههاي دولتي، شهري (شهرداري)، دانشگاهي، مستقل، خيريه، نظامي، شرکتهاي تجاري و موزههاي خصوصي)، فضاي نمايش (در محيط بسته و يا باز و يا حتي در همان محل اصلي کاوش) و يا براساس محدودهي ارائهي خدمت (موزههاي فراملي، ملي، منطقهاي، استاني يا شهري، محلي، موزههاي سيار و خياباني و ديجيتال) طبقهبندي کرد.
نقش آثار هنري و مجموعهها در موزه:
مهمترين موضوعي که يک موزه در ارتباط با آن لازم است تصميمگيري کند، اين است که بايد به جمعآوري چه چيزي بپردازد؟ تمامي جنبههاي کاري موزه، تحتتأثير سياست جمعآوري آن قرار ميگيرد. اين سياست، بايد بهصورت رسمي توسط گردانندگان آن مورد تأييد و بهعنوان بخشي از سياست مديريت موزهها مورد توجه قرار گيرد.
معمولاً زيربناي تمام موزهها، مبتني بر جمعآوري مجموعههايي تخصصي است. يک مجموعه (Collection) دستهاي از آثاري هستند که يک فرد و يا گروه، آنها را انتخاب، جمعآوري و طبقهبندي ميکند و حفاظت از آنها را در يک فضاي امن در پيش ميگيرد و با توجه به ماهيت عمومي يا خصوصي مجموعه، به نمايش آن به مخاطبان خود ميپردازد. اين اشيا بايد نسبتاً متجانس و بامعنا باشند. با اين حساب، ميتوان ادعا کرد که مجموعهها قلب موزهها هستند، آن چنانکه «لوئيس رئا»(١) ميگويد: «موزهها براي مجموعهها ساخته شدهاند و مظروف، دليلي بوده است براي ساخت ظرف.»
در گذشته، موزهها براساس جمعآوري مجموعههاي شناختهشده و مشخصي شکل ميگرفتند، اما امروزه، ديگر هيچ گونه محدوديتي در انتخاب اين مجموعهها در نظر گرفته نميشود و تشکيل موزهها ديگر صرفاً بر مبناي جمعآوري آثار فرهنگي و يا اکتشافي از زير خاک نيستند. گردشگران، همواره به دنبال بازديد از پديدههايي نو و جذاباند و اين به معناي استفادهي صرف از آثار به جاي مانده از سالهاي دور نيست؛ موزهي «کفش باتا در تورنتو کانادا» و يا موزهي «بتخانهي کفشها» داراي بيش از ده هزار جفت از پاپوشهاي پاپيروسي مصر باستان گرفته تا کفشهاي مشاهير معاصر جهان است. از جملهي ديگر موزهها ميتوان به موزهي «تابوتهاي فانتزي تگزاس آمريکا» اشاره کرد.
پيوند ديرينهي موزه و گردشگري
موزه و گردشگري از نقطهنظر مفهومي و تاريخي، داراي اشتراکاتي هستند. تأسيس موزهها (در اشکال غربي خود) دستآورد جهانگردي و علاقهي شخصي نجيبزادگان و افراد طبقات بالاي اجتماع به جمعآوري مجموعههاي مختلف بود که بهعنوان پديدهاي در رنسانس پسين(٢) آغاز شد. اين امر، نخستين بار، تحت عنوان «گراند تور»(٣) براي اروپاييان شمالي و وزراي کنجکاو و از طريق جمعآوري، طبقهبندي و نمايش عجايب طبيعي و مصنوعي صورت گرفت.
رونق تجارت و بازرگاني، موجب افزايش ثروتي شد که در نتيجهي آن گردشگري و موزهها مشتريان بيشتري يافتند. در اين زمان، ثروتمندان بيشتري به مسافرت ميرفتند و موزهها به بخشي از ثروت اغنيا و نخبگان بدل شدند؛ روندي که با تأسيس موزهي «آشمولين»(٤) در سال ١٦٨٣ ميلادي، در «آکسفورد انگلستان»- که نخستين موزهاي است که اقدام به گردآوري آثار مشرق زمين کرد- آغاز شد.
در قرن نوزدهم و با انقلاب صنعتي، قدرت طبقهي اشراف، رو به افول نهاده و در عوض ثروت کارآفرينان رشد پيدا کرد. پس از آن بود که گردشگري، به پديدهاي معمولتر بدل شد و با اختراع حمل و نقل مبتني بر نيروي محرک بخار و نيز موفقيت اقتصادي «توماس کوک»(٥)، گردشگري در گسترهي وسيعتري از جغرافيا و از سوي اکثريت طبقات متوسط مقبوليت يافت. در اين ميان، موزهها به مؤسساتي ملي، منطقهاي و شهري بدل شدند که به روي عموم باز و روزبهروز با توسعهي آموزش، عجينتر شدند.
از قرن بيستم به بعد- بهويژه پس از جنگ جهاني دوم- نيز از آنجا که گسترش آموزشهاي عمومي، توليد ثروت بيشتر و حمل و نقل سريعتر و آسانتر، طبقات متوسط را براي مسافرتهاي بينالمللي توانمند کرده است، تعداد موزهها به صدها برابر در سراسر دنيا افزايش يافته و به بخش اساسي از گردشگري تبديل شده است.
امروزه، به منظور تأکيد بر افزايش فهم فرهنگي، قومي، تاريخي، طبيعي و گوناگوني در سراسر دنيا، همچنين به منظور حفظ گذشته و ايجاد ارتباط دوسويه با حال و گراميداشت حس زيباييشناسي و... ارزشهاي مشترک طبقهي متوسط جامعه نيز- هم در موزهها (بهطور خاص) و هم در گردشگري (بهصورت عام)- بيان ميشوند.
موزههاي بسياري را ميتوان در دستهي «سايت- موزه» قرار داد که از بستر جاذبههاي تاريخي استفاده ميکنند. سايت- موزههاي تاريخي به محوطههايي اطلاق ميشود که سايتها و محوطههاي باستاني را در برميگيرد. اين سايتها که توسط گروههاي باستانشناسي، فصول مختلف کاوشهاي باستانشناسي را طي کردهاند، جهت معرفي محوطهي باستاني و اشياي کاوششده، مورد بازديد کارشناسان، متخصصان و گردشگران داخلي و خارجي قرار ميگيرند. از جملهي اين سايت- موزهها ميتوان به سايت تاريخي «تخت سليمان آذربايجان غربي» و يا سايت تاريخي «گوهر تپهي بهشهر» اشاره کرد. ساختمان موزهي «لوور پاريس» نيز قبل از انقلاب کبير فرانسه، يکي از کاخهاي سلطنتي فرانسه بوده است که در آن، آثار باارزش هنري نگهداري ميشد که پس از انقلاب کبير فرانسه در سال ١٧٨٩ ميلادي، اين کاخ با آثارش به مردم فرانسه اهدا شد و در سال ١٧٩٣ تبديل به موزهي ملي فرانسه شد.
نقش موزه در توسعهي گردشگري
برخلاف وضعيت فعلي موزهداري در ايران، نهادي با عنوان موزه، نقش مؤثري در توسعهي گردشگري کشورهاي گردشگرپذير داشته است. بهعنوان مثال «موزهي بريتانيا»، در سال جاري ميلادي در آستانهي جذب شش ميليون بازديدکننده با درآمدي بالغ بر ٢٤ ميليون پوند است. اين امر با جذب بازديدکنندگاني از خاورميانه و آسيا توسعهي شتاباني داشته است و همچون ديگر موزههاي عظيم دنيا، نظير «لوور فرانسه» و «ميشيگان امريکا»، «متروپوليتن نيويورک» و «گالري ملي لندن» است- که رونق خود را مديون آثار گرانبها و منحصر بهفردي هستند که ميتواند براي هر گردشگري جذابيت داشته باشد- نقش بهسزايي در جذب توريست و تقويت صنعت گردشگري اين کشورها بازي ميکنند. آمارها نشان ميدهند که ده موزهي برتر بريتانيا در حدود ٣٩ درصد از مجموع ٤٠ ميليون بازديدکنندهي خود را از کشورهاي خارجي جذب کردهاند. اهميت موزهداري در صنعت گردشگري به حدي است که امروزه گردشگران زيادي فقط به اين دليل که لندن را بهعنوان پايتخت موزههاي جهان ميشناسند، به اين کشور سفر ميکنند. امري که بهدليل عدم برنامهريزي، متأسفانه در ايران به فراموشي سپرده شده است.
گذشته از نگاه اقتصادي که ميتوان به بحث موزه و موزهداري در صنعت گردشگري داشت، نقش اين مجموعههاي تاريخي و فرهنگي در انتقال و تعاملات بين فرهنگي آنقدر زياد است که روز ١٨ ماه مِي ميلادي، مصادف با ٢٧ ارديبهشتماه، هر سال از سوي شوراي بينالمللي موزهها (ICOM) بهعنوان روز جهاني موزهداري اعلام شده است و هر ساله از اين روز به مدت يک هفته، از سوي بيش از سيهزار موزه در يکصد کشور دنيا پاس داشته ميشود. يکي از اهداف اين موضوع، آگاهيبخشي در زمينهي اهميت موزه در توسعهي جوامع است که لازم است بيشتر مورد توجه مسئولان و سياستگذاران گردشگري کشور قرار گيرد.
موزه و موزهداري در ايران
ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان، گاهي گنجينههاي گرانبهايي همچون مجموعهي سفال آبگينهي گرگان را درون چاهها و حفرههايي پنهان ميکردند. ناصرالدينشاه قاجار در سفر سال ١٢٥٢ شمسي به اروپا، با مشاهدهي موزههاي اروپايي، اين واژه و انديشهي تأسيس آن را به ايران آورده و موزهاي را در ارگ سلطنتي بنا نهاد که در سال ١٢٩٥ شمسي به نام موزهي ملي ايران در يکي از اتاقهاي بزرگ عمارت قديم وزارت معارف در قسمت شمال مدرسهي دارالفنون تهران افتتاح شد. پس از آن و با تشکيل ادارهي عتيقات در سال ١٢٩٧ به رياست «ايرجميرزا» و انجمن آثار ملي در سال ١٣٠٤ و بعدها در پي تلاش اين انجمن، موزهي «ايران باستان» با الهام از طاق کسراي انوشيروان توسط «اندره گدار» فرانسوي در سال ١٣١٦ ساخته شد.
«موزهي آبگينه» به دستور قوامالسلطنه وزير احمدشاه قاجار و در ابتدا به جهت استفادهي شخصي ساخته شد. طراح اين موزه «هانس هولاين» اتريشي بوده است. تزيينات اصيل اين بنا شامل منبتکاري چارچوب درها و پلهها، آجرکاري نما، گچبري و آيينهکاري سقفها در فضاهاي داخلي است. از ديگر موزههاي کشور، ميتوان به موزهي ملي ايران، موزهي رضا عباسي، موزهي سعدآباد، کاخ موزهي گلستان، موزهي فرش و موزهي ساز اشاره کرد.
يکي از مشکلات مهم و اساسي در ايران اين است که برنامهها و حتي فضاي موزهها منطبق با فعاليتهاي گردشگري و علايق گردشگران نيست. اين مقوله حتي گاهي چنان گسترده شده است که گاهي خود موزهها، اهداف گردشگري را از کارکردهاي خود حذف کردهاند. در حقيقت ما هنوز نتوانستهايم در کشورمان به اهميت موزهها پي برده و از موزه به منظور رونق گردشگري و همچنين خلق تجربه در حوزهي ميراث فرهنگي بهره ببريم.
پينوشتها:
١. Louis Reau's.
٢. در تاريخ هنر دوران رنسانس به سه دوره تقسيم ميشود، آغازين (١٣٠٠ الي ١٤٢٠ ميلادي)، پيشين (حدود ١٤٢٠ الي ١٥٠٠ ميلادي) و پسين يا اوج (حدود ١٥٠٠ الي ١٥٢٧ ميلادي). (ويکيپديا)
٣. گراند تور (Grand tour)، سفر جوانان انگليسي به کشورهاي اروپايي در اواخر قرن ١٦ ميلادي و اوايل قرن ١٩ ميلادي با هدف کسب دانش و تمدن از طريق مشاهدهي هنر، آداب و جوامع ديگر. (Medlik,٢٠٠٣)
٤. Ashmolean.
٥. پدر گردشگري گروهي نوين توماسکوک بود که در ٥ جولاي ١٨٤١ اولين تور بزرگ گروهي را سازماندهي کرد. او يک سفر گروهي ٥٧ نفري با هزينهي هر نفر يک شيلينگ را براي کارکنان راهآهن ترتيب داد که از ليچستر به لاگبورو به مسافت ١١ مايل را طي کردند. چيزي نگذشت که عدهي زيادي به تقليد از وي روي آوردند (مثل انجمن گردشگري پليتکنيک، دين وداوسون و غيره) و در نتيجه اين صنعت به سرعت در بريتانيا رشد کرد.
منابع:
١- فاطمه حيدري؛ نگاهي به تيپولوژي موزهها، از ارگ سلطنتي تا موزههاي مدرن، تهران: دوماهنامه گردشگري، شمارهي ٢٥، ص٨٠.
٢- دبستاني رفسنجاني، اکبر؛ معماري داخلي موزهي آبگينه و سفالينهي ايران؛ فصلنامهي جلوهي نقش، شمارهي ٢، ص٣٤.
٣- دربارهي موزه و موزهداري، هفتهنامهي هنرمند، شمارهي ١٠٥، ص٥٨.
٤- زاهدي، محمد، حاجيها، بهاره و خيامباشي، مريم (١٣٨٧)؛ موزه، موزهداري و موزهها، اصفهان: چهارباغ.
٥- عجيبترين موزههاي جهان، ماهنامهي قصرنامه، شمارهي ٣٦، ص٥٦.
٦- دانشيراد، علي؛ جنگ در موزه، فصلنامهي پلاک هشت، شمارهي ١٠، ص٧٢.
٧- گنجينهي ١٤ قرن کتابت؛ دوماهنامهي گردشگري، شمارهي ٢٥، ص٣٨.
٨- راستيدوست، مصطفي؛ نسخ خطي دوران اسلامي ايران در موزهها، دوماهنامهي کارشناس، شمارهي ٧٦، ص٣٣.
٩- عابري، سامان؛ نقش موزهها در رونق گردشگري، روزنامهي جام جم، سهشنبه، ٦ ارديبهشت ٩٠.
١٠- هاشمي، عزيزه؛ ميراث روستايي گيلان، فصلنامهي جستارهاي شهرسازي، شمارهي ٣١، ص١١٧.
١١- دربارهي موزه و موزهداري، هفتهنامهي هنرمند، ش١٠٥، ص٥٨.